عشق و مهر
کجاست عشق و مهر 
خواستم از گل بگویم در گلستان گل نبود
نغمه ها خاموش حتی دانه ای بلبل نبود
خواستم چون خواجه با ساقی کنم رازونیاز
میکده بسته به جایش بتکده گردیده باز
خواستم شعری بگویم از صفای جویبار
نی اثر از جویبار اینجاست نی ز چشمه سار
صحبت از آواز قمری نیز حرفی بی خود است
شعر پرواز پرستو هم یقیناًبیهده ست
شمع ها خاموش پروانه زهجر شمع سوخت
بهر پرواز کبوتر ها نباید چشم دوخت
شاعران در انتخاب واژه ها درمانده اند
آنچه می گویند هم در داستان ها خوانده اند
خواستم از عشق گویم بر قلم جاری نشد
از وفا و مهر حتی جمله ای ساری نشد